ملیت :  ایرانی   -  قرن : 13 منبع : اثرآفرینان (جلد اول-ششم)
(س سیزدهم ق)، ادیب، شاعر و خطاط. در اصفهان متولد شد. وى از گرجى‏زادگان صفویه و زنى هوشمند و دانا بود. تاج‏الدوله علوم اسلامى و فنون ادب و خط را از معتمدالدوله‏ى نشاط اصفهانى فراگرفت. وى همسر فتحعلى‏شاه و بسیار مورد توجه و اعتناى او بود. تخت طاووس كه «تخت خورشید» نام داشت، بعد از وفات تاج‏الدوله، تخت طاووس نامیده شد. سلطان محمد میرزاى سیف‏الدوله، كه شاعرى توانا بود، یكى از سه پسر او است. بعد از مرگ فتحعلى‏شاه، تاج‏الدوله دو مرتبه به حج مشرف شد و سرانجام نجف اشرف را مسكن دایمى خویش قرار داد و در همان شهر درگذشت. طاووس خانم در صحن مطهر حضرت امیرالمومنین (ع)، در آرامگاهى كه خود ساخته بود، به خاك سپرده شد. از اوست: باد از سر كوى تو گذشتن نتواند پیغام من دلشده را پس كه رساند؟ گفتم به صبورى دل خود را بفریبم دیگر دل بیچاره صبورى نتواند[1] قرن سیزدهم هجرى، از زنان ادیب و شاعر. نام اصلى او طاووس خانم و از زنان صیغه‏اى فتحعلى شاه قاجار (1250 -1212 ق) بود كه بسیار مورد علاقه و توجه وى قرار داشت و از همین رو به او لقب تاج‏الدوله داد. تخت جواهرنشان سلطنتى معروف به تخت طاووس را كه تا پیش از عروسى تاج‏الدوله تخت خورشید مى‏گفتند از نخستین شب ازدواج شاه و طاووس خانم، تخت طاووس نامیدند. وى خارج از حرمخانه شاهى قصر مجللى مخصوص به خود داشت. شاه و شاهزادگان قاجارى هر ساله از روز اول نوروز تا پایان روز سیزدهم عید مهمان تاج‏الدوله بودند. تاج‏الدوله نزد شاعر معروف آن زمان، میرزا عبدالوهاب اصفهانى، متخلص به نشاط فنون ادب و هنر را فراگرفت و در رموز نویسندگى به استادى رسید. نامه‏هایى كه به شاه مى‏نوشت مضامین و دقایق لطیف داشت. برخى از رسایل و مراسلات او را ماه شرف از زنان فاضل و ادیب انجام مى‏داد. تاج‏الدوله پس از مرگ فتحعلى شاه از بیم نزاع میان شاهزادگان به عالم معروف اصفهان، سید محمدباقر شفتى (1260 ق) معروف به حجت‏الاسلام پناه برد. پس از جلوس محمدشاه قاجار (1264 -1250 ق) تاج‏الدوله تمام ثروت و جواهرات خود را به محمدشاه تقدیم كرد كه به وى بازگرداند. وى چند بار به سفر حج رفت و در پایان عمر در نجف اشرف سكونت كرد و در همان شهر درگذشت و در صحن مطهر امیر مؤمنان دفن شد. از جمله فرزندان مشهور او احمد میرزا عضدالدوله مؤلف تاریخ عضدى و خورشید كلاه بودند. تاج‏الدوله طبع شعر داشت. وقتى پسرش بر اثر ابتلا به مرض وبا درگذشت شاه با ارسال بیت زیر به او تسلیت گفت: از كسى چون بشكند چیزى بلایى بگذرد خوب شد بر تو بزد آسیبش از مینا گذشت و او نیز با یك بیت شعر به شاه چنین پاسخ داد: اگر بشكست اندر بزم مستان ساغر مینا سر ساقى سلامت دولت پیرمغان برجا به خواهش او محمود میرزا كتاب پرورده خیال را به رشته تحریر درآورد. از اشعار اوست: باد از سر كوى تو گذشتن نتواند پیغام من دلشده را پس كه رساند تا كى به صبورى بفریبم دل خود را دیگر دل بیچاره صبورى نتواند به تاج‏الدوله چون دادم لقب شاه گذشت از آن سرم از طارم ماه همیشه بخت با او هست و نبود كسى باذات غیر از سایه همراه[2]